المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
431
مروج الذهب ( فارسى )
43 ذكر اختلاف مردم در اينكه چرا يمن را يمن و عراق را عراق و شام را شام و حجاز را حجاز گفتند كسان درباره يمن و نام آن اختلاف كردهاند بعضى پنداشتهاند يمن را از اين جهت يمن گفتهاند كه از يمين يعنى طرف راست كعبه است و شام را شام گفتهاند كه در شمال كعبه است و حجاز را حجاز گفتند كه حاجز يعنى فاصله ميان يمن و شام است چنان كه خداوند عز و جل از برزخى كه ما بين درياى قلزم و درياى روم هست خبر داده و او عز و جل فرمود « ميان دو دريا حاجزى نهاد » كه حاجز اينجا بمعنى فاصله و برزخ است و عراق را عراق گفتند كه آبها چون دجله و فرات و ديگر رودها بدان ريزد كه عراق ريختن آب فراوان و ساحل آب باشد و گمان من اينست كه اين كلمه را از عراقى دلو و عراقى مشك گرفتهاند ( كه جمع عرقاه و بمعنى دسته چوبى است ) بعضى ديگر گفتهاند : يمن را يمن گفتند كه يمن دارد و شام را شام گفتند كه شوم است و اين گفتار را به قطرب نحوى و كسان ديگر نسبت دادهاند گروهى ديگر گفتهاند يمن را از آن رو يمن گفتهاند كه وقتى زبان مردم بابل گونهگون شد بعضى از آنها از يمين يعنى سمت راست خورشيد تا يمن برفتند و بعضى راه شمال گرفتند و بشام رسيدند و كلمه شام ، يعنى شمال ، نام اين ناحيه شد پس از اين از تفرقه اين قبايل از سرزمين بابل و بعضى اشعارى كه هنگام سفر در زمين و انتخاب نواحى گفتهاند سخن خواهيم داشت . گويند شام را شام گفتهاند كه در خاك و اقسام گياهان و درختان آنجا شامهها